|
افسانه ها و قصه هاي اعجاب انگيز ، نظير افسانه "
هيولاي جزيره کرت " و " اسب تروا " در فرهنگ و
ادبيات تاريخي و اسطوره اي ملتها کم نيست. کمتر
کشوري است که براي خود افسانه هاي " ديو و دلبر" "
انسان و ابليس و قهرمان و هيولا و حوادث عجيب وجود
نداشته باشد.
پرسش اينجاست که ايا اين همه هيولا و ديگر موجودات
خيالي يکسره بي اساس است و هيچ رگه اي از واقعيت
در زير و بم آن نهفته نيست. عقل مي گويد که به هر
حال افسانه سرايان روزگار کهن بايد از واقعه اي ،
حادثه اي ، شنيده اي ، چيزي ، الهام گرفته و آنگاه
به وسيله انديشه خلاق روايتي جذاب پديد آورده
باشند.

اين داستهانها و افسانه ها نسل به نسل بين مردم
منتقل مي شدند تا سرانجام افراد کنجکاوي همچون
ادوارد تامسون آمريکايي ، " آرتور ايوانز "
باستانشناس انگليسي و هاينريش شلمان آلماني
توانستند با کشف معبد ماياها، ويرانه هاي لابيرانت
و خرابه هاي شهر تروا صابت کنند که افسانه هاي
عروس باران ، افسانه هيولاي کرت و افسانه
هيولاي کرت داستهانهاي واقعي بودند که با قلو کردن
در آنها به افسانه هاي مشهور دنيا تبديل شده اند. |