يوهان ولفگانگ فون گوته (Johann Wolfgang von Goethe)، شاعر، نويسنده، فيلسوف، دانشمند و سياستمدارآلماني در 28 آوگوست 1749 در شهر فرانکفورت (Frankfurt am Main) آلمان به دنيا آمد. او که از خود آثارهايي بي شمار نظير شعر، رمان، مقاله هاي ادبي، نمايشنامه، تحقيق و نظريه هاي علمي و نقدهاي اجتماعي-سياسي به جاي گذاشته است، امروزه نامش به عنوان اسطوره اي ادبي براي کشور آلمان ير سر زبان ها مي ايد. گوته را همچنين به عنوان بهترين نويسنده و رومان نويس قرون 18 و 19 ميلادي محسوب مي شناسند. آثاري نظير مشت (Faust) و تيوري رنگ هاي (Theory of Colours) او، امروزه در اکثر ادبيات ملتهاي گوناگون شناخته شده اند.

پدر گوته، يوهان کاسپر گوته، يکي از مشاورين و وزراي سلطنتي بود. او را يکي از موثرترين اشخاص در زندگي گوته مي داند. در واقع او بود که فرزند خود، يوهان ولفگانگ را تشويق کرد تا از سن کم تحصيل را شروع کند و زود تر از موعد به مدرسه برود.
◄
زندگي
گوته:
گوته جوان پس از پايان تحصيلات مدرسه اي به
دانشگاه هاي لاپزيش (Leipzig) - بين سالهاي 1765 و
1776 - و اشتراسبورگ (Strassburg) - بين سالهاي
1768 و 1770 - رفت تا در آنجا به درس خواندن به
پردازد. در سال 1772، گوته به داشنگاه وتزلار
(Wetzlar) رفت تا دوره آموزشي رشته حقوق خود را در
آنجا پايان دهد.
در سال 1775، او دعوتنامه اي از کارل آوگوست (Carl
August) که والي شهر وايمار (Weimar) بود، دريافت
کرد. پس از دريافت اين دعوتنامه او به وايمار رفت
و در آنجا شروع به زندگي کرد. در آنجا او مشاور و
وزير کارل آوگوست شد، که بدين صورت زندگي سياسي او
که کارنامه موفقي نيز داشت، رقم خورد.
در سال 1786 او به ايتاليا سفر کرد. او در رابطه
با اين سفر، فقط منشي خود را در جريان گذاشته بود.
در رم وي با هنرمند و نقاش آلماني، هاينريش
تيشباين (Heinrich Tischbein) آشنا شد. چندي بعد
گوته همراه تيشباين به ناپل سفر کردند. سفر گوته
به ايتاليا دو سال به طول انجاميد.
در سال 1795، ولفگانگ با شاعر معروف آلماني
فريدريش شيلر (Friedrich Schiller) آشنا شد. دوستي
او تا وفات شيلر (1805) به طول انجاميد.
در سال 1806 او با کريستيانه ولپيوس (Christiane
Vulpius) ازدواج کرد. او پس از سال 1774، زندگي
خود را وقف ادبيات و دانش کرد. در 22 مارچ 1832 او
در شهر وايمار در گذشت.
◄
آثار
گوته:
گوته بزرگترين آثارخود را قبل از اينکه به شهر
وايمار برود شروع به نوشتن کرد. داستان تراژدي
(Götz von Berlichingen) که اولين اثري بود که او
را مشهور کرد، در سال 1773 نوشته شد. رمان "سوگ
قوچ جوان" (Die Leiden des jungen Werther) در سال
1774 نوشته و منتشر شد.
در وايمار و قبل از اينکه او با شيلر آشنا شود، وي
آثاري چون اشعار "Hermann and Dorothea" و رمان
"Roman Elegies" را نوشت. "Elective Affinities" و
“Faust” نيز از سري کارهاي او در سال 1805 - اواخر
عمر شيلر - بودند.
از اشعار وي نيز مي توان به "Prometheus" در سال
1773، "Der Erlkönig" در سال 1780 و "Hermann und
Dorothea" در سال 1790 اشاره کرد.
او همچنين گفته و بياناتي دارد که در زير چندي از
آنها را مي خوانيد:
"تو بايد يا نوکر باشي يا ارباب، يا چکش يا سندان"
"انسانها تا زماني که سعي مي کنند خطا هم مي کنند"
"همه چيز ساده تر از آن چيزي است که تو فکر مي
کند، ور در عين حال پيچيده تر از آني که تو تصور
مي کني"
"دو چيز است که بچه ها مي بايست از والدينشان به
ارث برند: ريشه و بالا"
از ديگر آثار او مي توان به موارد زير اشاره کرد:
◄
رمان
ها:
- Die Leiden des jungen Werther
- Wilhelm Meisters Lehrjahre
- Die Wahlverwandschaften
- Wilhelm Meisters Wanderjahre
◄
نمايش
هاي درام:
- Götz von Berlichingen
- Iphigenie auf Tauris
- Egmont
- Torquato Tasso
- Faust Part 1
- Faust Part 2
◄
اشعار:
- Prometheus
- Der Erlkönig
- Römische Elegien
- Reineke Fuchs
- Der Zauberlehrling
- Hermann und Dorothea
◄
مقاله
و رساله ها:
- Versuch die Metamorphose der Pflanzen zu
erklären
- Zur Farbenlehre
- Aus meinem Leben
- Italienische Reise
