◄
آموزش هارد به هارد کردن
روي برد اصلي کامپيوتر که به آن مادربرد مي گويند
معمولا دو سوکت وجود دارد که براي اتصال هارد ديسک
بکار مي رود. اگر هارد ديسکتان را پيدا کنيد يک
کابل پهن بدان وصل است آنرا دنبال کنيد تا به يکي
از اين سوکتها برسيد. آن يکي هم بغل دست همين يکي
است. اگر به نوشته هاي روي مادربرد توجه کنيد اين
سوکتها بايد به نامهاي IDE1 و IDE2 معرفي شده
باشند. معمولا کامپيوتر از IDE1 بوت مي شود پس
هاردديسکي که داراي ويندوز يا OS است بايد به اين
سوکت وصل شود. هارد ديسکها با نوعي کابل پهن به
مادربرد وصل ميشوند که بدان ريبون کابل ميگويند.
طرفي که يک کانکتور دارد به کنترلر روي مادر برد
وصل مي شود. طرف ديگر که دو کانکتور دارد هر کدام
به يک هارد ديسک وصل مي شود. در مادربردهاي جديدتر
هر کانکتور روي مادربرد مي تواند تا دو هاردديسک
را راه اندازي کند پس با دو عدد کانکتور جمعا تا 4
عدد هاردديسک را مي شود راه انداخت. البته درايو
CD هم در همين خانواده قرار دارد و معمولا آنرا به
IDE2 وصل ميکنند. پس به احتمال زياد شما بايد يک
هاردديسک داشته باشيد که روي IDE1 وصل است و يک
درايو CD داريد که روي IDE2 وصل است.
به هر کنترلر تا دو درايو وصل مي شود. براي آنکه
سيستم بفهمد کدام درايو اولي است و کداميک دومي،
جامپرهايي روي خود درايو وجود دارد که بايد
جداگانه تنظيم شود. اولين هارد ديسک را Master
ميگويند و دومي را Slave گويند. بايد روي بدنه
هارد ديسک خود بدنبال ليبلها يا نوشته هايي بگرديد
که نحوه تنظيم اين جامپرها را بيان کرده باشد.
جامپر يک قطعه ريز است که مي توان به وسيله آن
تنظيمات يک قطعه سخت افزاري را به صورت فيزيکي
تغيير داد.
در جدول موجود روي بدنه هارد ديسک به دنبال وضعيت
Slave بگرديد. شما بايد جامپر هارد ديسک دوم را با
توجه به توضيحات اين جدول به حالت Slave تغيير
بدهيد.
اگر پيدا نکرديد بايد از سايت سازنده هاردديسک
مشخصات فوق را بدست آوريد. اگر روي يک کابل فقط يک
درايو وصل ميکنيد بايد درايو را در حالت جامپر
1Drive قرار دهيد و شايد روي درايو شما اين حالت
اسم ديگري مانند Single يا همان Master داشته
باشد. فرقي نمي کند که درايو ماستر يا اسلاو را به
کداميک از دو کانکتور روي کابل وصل مي کنيد فقط
بايد جامپر آنها براي ماستر يا اسلاو درست باشد.
درايوهاي جديد با ظرفيتهاي بالاي 80 يا 120
گيگابايت با کابلهاي ويژه اي عرضه مي شود که بايد
با کابل موجود عوض شود. اگر درايو قديمي خود را هم
ميخواهيد در کنار درايو جديد مصرف کنيد مي توانيد
درايو جديد را در حالت ماستر قرار دهيد و درايو
قديمي را در حالت اسلاو تنظيم کنيد و سپس هر دو را
روي کابل جديد قرار دهيد. معمولا يک طرف کابل با
رنگ قرمز مشخص شده است که به پين شماره 1 کانکتور
روي مادربرد وصل مي شود. در اتصال اين کابل اگر
آنرا برعکس وصل کنيد اتفاقي نميافتد فقط سيستم کار
نمي کند.
توجه شما را به اين نکته جلب مي کنيم که براي هر
يک از کانکتورها بايد مسئله ماستر و اسلاو را
رعايت کنيد. دو حالت به شرح زير مي تواند برايتان
رخ دهد:
●
اگر يک درايو روي IDE1 داريد بايد ماستر باشد و
اگر يکي هم روي IDE2 داريد آنهم بايد ماستر باشد.
●
اگر هر دو درايو روي IDE1 باشد يکي بايد ماستر و
ديگري اسلاو باشد. براي IDE2 هم همين مسئله صادق
است.
بغل دست همين کابل پهن روي درايو، يک سيم با
کانکتوري سفيد هم وجود دارد که برق درايو را تامين
مي کند. اگر ميخواهيد درايو قبلي خود را با نمونه
جديد عوض کنيد بايد اين سيم که کانکتور بخصوصي
دارد را از درايو قديمي جدا کرده و به درايو جديد
وصل کنيد. اگر ميخواهيد درايوي جديد اضافه کنيد
بايد در داخل کامپيوتر خود بدنبال يکي از اين
کانکتورها بگرديد که خالي است و به جايي وصل نشده
است و از آن استفاده کنيد.
درايو در محلي بخصوص که برايش داخل بدنه کامپيوتر
در نظر گرقته شده قرار ميگيرد و با پيچهايي کوتاه
بسته مي شود. وقتي همه کارها را درست انجام داديد،
کامپيوتر را به برق وصل کرده و روشن کنيد. بايد
ببينيد ايا کامپيوتر درايو جديد شما را ميبيند؟
براي اينکار وقتي سيستم در حال بوت شدن است بسته
به مدل کامپيوترتان بايد يکي از کليدهاي F2 يا DEL
را بزنيد تا سيستم وارد Setup شود. وقتي کامپيوتر
در حال بوت شدن است ممکن است براي چند لحظه پيغام
زير ظاهر شود که به شما براي زدن اين کليدها کمک
مي کند.
Press DEL to enter SETUP
از صفحه اي که ظاهر مي شود انتخاب زير را انجام
دهيد:
STANDARD CMOS SETUP
معمولا به صورت پيش فرض مادربرد هاي جديد براي
شناسايي هارد ديسکها در حالت اتوماتيک تنظيم شده
اند.اگر اين گونه نيست شما تنظيم اين قسمت را به
حالت Auto تغيير دهيد تا مادربرد به به صورت
خودکار هاردديسک ها را شناسايي کند.
وقتي وارد اين صفحه ميشويد بايد درايو جديدي که به
کامپيوتر اضافه کرده ايد را ببينيد. آنچه با
نامهاي Primary مشخص شده براي IDE1 است که قبلا
گفتيم. نمونه IDE2 با Secondary مشخص شده است که
هر کدام نيز Master و Slave خود را دارند. ايا
مشخصات درايو خود را ميبينيد؟ مثلا 120GB اگر پاسخ
شما به اين پرسش مثبت است مي توانيد به قسمت بعدي
مقاله برويد. در غير اينصورت بايد اول مشکل را
برطرف کنيد. نکات گفته شده را دوباره کنترل کنيد
تا همه چيز درست نصب شده باشد. اگر اشکالي وجود
داشت آنرا برطرف نمائيد.
+
پارتيشن بندي
»» اينک مي خواهيم هاردديسک جديد را که قبلا وصل
شده آماده نصب OS کنيم. براي اينکار لازم است تا
اول پارتيشن بندي کنيم، بعد عمل فرمت بندي را
انجام دهيم و نهايتا OS را نصب کنيم. قبلا گفتيم
که بايد از صحت وجود هاردديسک نصب شده با مراجعه
به قسمت Setup کامپيوتر خود مطمئن شويد. بعد اقدام
به پارتيشن بندي کنيد.
اول از همه بايد هارد را پارتيشن بندي
(Partitioning) کنيد. سپس آنرا فرمت (Format)
نمائيد. در پارتيشن بندي، درايو واقعي خود را به
چند بخش تقسيم ميکنيد که هر بخش يک نام ميگيرد و
مانند يک درايو واقعي (اما واقعي نيست بلکه
لاجيکال است) عمل مي کند.
بعدا نوبت فرمت کردن مي رسد که در واقع محيط هر
کدام از اين درايوها را براي مصرف سيستم عامل يا
OS و يا همان Operating System آماده مي کند.
اگر اين هارد خام که روي سيستم شما قرار گرفته، تک
است بايد به نحوي کامپيوتر را راه اندازي کنيد
زيرا هارد ديسکي نداريد که حاوي ويندوز باشد.
معمولا يک ديسکت بوت اينکار را مي کند اما در
ويندوزهاي جديدتر مانند XP يا 2000 ، سي دي حاوي
اين OS ها قابل راه اندازي ميباشد و مي تواند همه
کارها مانند پارتيشن بندي و فرمت را انجام دهد.
اما براي اينکه بتوانيد از اين سي دي ها به شکل
مطلوب استفاده کنيد لازم است تا اصول پارتيشن بندي
و فرمت را بدانيد. ما در اين مطلب مسائل فوق را
توضيح مي دهيم.
براي بوت کردن سيستم با سي دي ويندوز بايد مطمئن
شويد که کامپيوتر مي تواند سي دي بوت را از سي دي
درايو بخواند. بعبارتي بايد کنترل کنيد که CMOS
کامپيوتر روشهايي براي رديف بندي بوت از روي سي دي
درايو، هارد ديسک، فلاپي درايو يا غيرو دارد. به
Setup کامپيوتر برويد (به قسمت اول مقاله مراجعه
کنيد) و تنظيم Boot Sequence را در بخش Advanced
BIOS Features روي تنظيمي قرار دهيد که با CD-ROM
شروع مي شود مثلا: CD-ROM,A,C شايد ترکيبات گفته
شده در کامپيوتر شما اندکي متفاوت باشد اما در هر
صورت نحوه کار همين است. بدين ترتيب کامپيوتر وقتي
روشن شود اول سروقت سي دي خواهد رفت. اگر مشکلي
داشتيد با ما تماس بگيريد.
حال سي دي ويندوز قابل بوت را در درايو گذاشته و
کامپيوتر را راه اندازي کنيد. از دستورات ويندوز
پيروي نمائيد. وقتي به قسمت پارتيشن بندي رسيديد،
بگوئيد ويندوز پارتيشن کند! و وقتي به قسمت فرمت
رسيديد اجازه دهيد ويندوز فرمت کند!
پارتيشنها بخشهاي لاجيکال يک هاردديسک هستند که
خود مانند يک هاردديسک واقعي عمل مي کنند. يک
کامپيوتر مي تواند فقط يک پارتيشن داشته باشد که
آنرا به :C مي شناسد يا مي تواند تا 24 درايو
لاجيکال (پارتيشن) داشته باشد که آنها را از :C تا
:Z مي شناسد.
اندازه پارتيش هاي اوليه تا 32 مگابايت بود اما
امروزه اين اندازه تا 137 گيگابايت مي رسد ( اين
رقم با تکنيکي به نام INT13 Extention بدست مي
ايد) .
فهميديم که پارتيشن بندي ضروري است اما چه خاصيتي
دارد؟
اول اينکه مي توانيد مطابق سليقه تان چند پارتيشن
درست کنيد و هر يک را به نوع خاصي ديتا (موزيک -
کارهاي فني - ...) اختصاص دهيد. مثلا در يک
هاردديسک 30 گيگابايتي، :C را با 25 گيگابايت به
نصب ويندوز 2000 و تمام برنامه ها اختصاص دهيد و
در 5 گيگا بايت بعدي :D ديتاهاي شخصي خود را قرار
دهيذ. بدين ترتيب بک آپ گيري از ديتاهايتان (5
گيگابايت) سريعتر و آسانتر مي شود. در ضمن با
پارتيشن بندي مي توانيد روي يک هارد ديسک چند OS
داشته باشيد. يعني ويندوز 98 را در يک پارتيشن
قرار دهيد، ويندوز XP را در پارتيشن بعدي و مثلا
ردهت لينوکس را در پارتيشن بعدي نصب کنيد. سه OS
در يک هارد ديسک! بلي اينکار با پارتيشن بندي
امکان پذير است.
وقتي کامپيوتر اول راه اندازي مي شود بدنبال بخش
مخصوصي در هارد ديسک بنام "بوت سکتور" مي گردد.
هر درايو مي تواند تا 4 پارتيشن داشته باشد که مي
توانند از نوع Primary يا Extended باشند که هر يک
وظيفه خاصي داشته و شما بر حسب نياز مي توانيد
آنرا تعريف کنيد. توضيحات بعدي موضوع را روشن مي
کند. البته شايد هاردديسکهايي را ديده باشيد که به
بيش از 4 قسمت تقسيم شده اند، توجه داشته باشيد که
فقط پارتيشن نوع Extended مي تواند بيش از يک حرف
درايو از کامپيوتر براي خود بگيرد. فرقي نمي کند
که چند حرف درايو ببينيد، بخاطر داشته باشيد که هر
درايو نمي تواند بيش از 4 پارتيشن بگيرد.
+
پارتيشن Primary
اين پارتيشنها جايگاه OS ها هستند. اگر مي خواهيد
هارد ديسک شما توانمندي راه اندازي يا بوت
کامپيوتر را داشته باشد نياز به يک پارتيشن
Primary داريد. در ويندوز سري 9x و 2000 اين
پارتيشن هميشه :C است که نمي توانيد آنرا تغيير
دهيد. هر هارد ديسک مي تواند تا 4 پارتيشن Primary
داشته باشد اما در دنياي داس و ويندوز 9x ا برنامه
اي بنام FDISK فقط محدود به يک پارتيشن Primary
هستيد. لينوکس و ويندوزهاي بعدي مانند 2000 بطور
کامل از داشتن چند پارتيشن Primary در يک درايو
حمايت مي کنند. برنامه System Commander در
ويندوزهاي سري 9x بشما کمک مي کند تا چند سيستم
عامل را در يک درايو قرار دهيد. اما در ادامه
پارتيشنهاي Primary ، به حالت پارتيشن Active
نگاهي مي اندازيم.
+
پارتيشن Active
اما سئوال اينجاست که اگر يک هارددرايو داراي چند
پارتيشن Primary باشد که هر کدام نيز حاوي يک OS
معتبر باشد، سيستم از کجا بفهمد که کدام OS را بوت
کند؟ هر پارتيشن Primary که بصورت Active تنظيم
شده باشد، آغاز کننده کار کامپيوتر است. يعني OS
موجود در آن، هنگام بوت شدن کامپيوتر شروع مي شود.
پس در هر لحظه فقط يکي از پارتيشنهاي Primary مي
توانند بصورت Active تنظيم شوند.
+
پارتيشن Extended
درايو شما مي تواند حاوي پارتيشن Extended باشد يا
آنرا نداشته باشد. اين پارتيشن توان بوت ندارد و
در هر هارد درايوي فقط يکي از آنها مي تواند موجود
باشد. وقتي اين پارتيشن را درست ميکنيد، جاي يکي
از پارتيشنهاي Primary را ميگيرد. پس در هاردديسکي
که يک پارتيشن Extended دارد فقط سه پارتيشن
Primary باقي ميماند. اگر بخواهيد سيستم خود را در
يک پارتيشن بزرگ قابل بوت بصورت Primary تنظيم
کنيد، ديگر نيازي به پارتيشن Extended نخواهيد
داشت.
وقتي يک پارتيشن Extended درست ميکنيد اين امکان
را داريد تا حداکثر 24 درايو لاجيکال در داخل آن
ايجاد کنيد. يعني :C تا :Z (نامهاي :A و :B به
فلاپي درايو تعلق دارند )
اندازه هر درايو لاجيکال نيز به شما بستگي دارد.
پس اول بايد پارتيشن Extended درست کنيد بعد در
داخل آن اقدام به ايجاد درايو لاجيکال کنيد. در
ويندوز 9x از برنامه FDISK استفاده مي کنيم. در
ويندوزهاي جديد، مانند 2000 از يک ابزار گرافيکي
سود ميجوئيم که بنام Disk Management Tool معروف
است.
در پارتيشن بندي مي توانيد از قالب FAT استفاده
کنيد که داراي نمونه هاي FAT16 در ويندوزهاي قديمي
و FAT32 و NTFS در نمونه هاي جديد است. اختلاف
آنها را در مقاله اي جداگانه بيان مي کنيم.
اما به اختصار بدانيد که فلاپي ديسکتها داراي
FAT12 هستند. FAT16 روي 2 گيگابايت براي هاردديسک
محدود مي شود و بخاطر ساختار خاصي که دارد، تلفات
فضاي هاردديسک در آن زياد است لذا بهتر است اگر
خواستيم از آن استفاده کنيم، پارتيشن آنرا حتي
الامکان کوچک و زير 1 گيگابايت منظور کنيم.
FAT16 قبل از ويندوز 95 محدوديت نام فايل 8.3 داشت
اما از ويندوز 95 به بعد، اين محدوديت برطرف شد.
FAT32 که با win95-OSR2 آمد، از پارتيشن تا 2
ترابايت پشتيباني مي کند.
NTFS نيز تا 2 ترابايت پارتيشن را پشتيباني مي
کند. از نظر امنيتي بهتر است.
براي تنظيم بار اول هاردديسک لازم است تا از فلاپي
قابل بوت استفاده کنيد و FDISK را اجرا نمائيد.
اين مراحل چندان مشکل نيست اما وقتي سيستم سئوال
مي کند:
Your Computer has a disk larger than 512 MB....?
اولا يعني FDISK شما مربوط به DOS يا ويندوز 95
است و ثانيا اينکه ايا مي خواهيد هارد ديسک را با
FAT16 استفاده کنيد يا FAT32. اگر به پرسش فوق
جواب Yes بدهيد يعني FAt32 و اگر پاسخ No بدهيد
يعني FAT16.
◄
SATA و IDE چه هستند؟
تكنولوژي ديسك سخت ( HARD DRIVE ) بر پايه پروسس
موازي اطلاعات عمل مي كنند و بدين معناست كه
اطلاعات به صورت بسته هايي به روشهاهي مختلف (
رندوم ) به باس اطلاعاتي فرستاده مي شوند. اطلاعات
از ديسك سخت در فاصله هاي زماني كاملاً تصادفي مي
آيند و وارد باس اطلاعاتي شده و در نهايت به سمت
مقصد نهايي مي رود. IDE مخفف Integrated Drive
Electronics مي باشد همينطور كه مي دانيد رابط IDE
گاهي با عنوان ATA شناخته مي شود كه مخفف AT
Attachment است.
اين تكنولوژي از سال 1990 به عنوان استاندارد
كامپيوترهاي شخصي (PC ) براي هارد ديسك ها بوده
است و اين زماني بود كه تكنولوژي مذكور جاي
درايوهاي ESDI و MFM را گرفت يعني زماني كه هارد
ديسك ها به طور متوسط حجمي معادل 200 مگا بايت
داشتند. در سال 1990 اولين هارد ديسك يك گيگا
بايتي وارد بازار شد و قيمتي برابر 200 دلار در
بازار آمريكا داشت. از آن پس تا كنون IDE تكنولوژي
مورد استفاده بوده زيرا هارد ديسكها را با قيمت
پايين در اختيار مصرف كننده قرار مي داد، جاي
كمتري مي گرفت و سرعت مناسبي داشت.
همتاي IDE در آن زمان SCSI ( كه مخفف Small
Computer System Interface است) بود. SCSIكمي از
IDE سريعتر است اما بسيار گرانتر است. به علاوه
احتياج به خريد يك ادپتر SCSI كه ارزان هم نيست
احتياج داريد. به عبارت ديگر IDE بازار هارد
ديسكهاي كامپيوتر هاي شخصي را در انحصار خود گرفت.
آنطر كه به نظر مي رسد كارخانه هاي معتبر حداقل يك
تا دو سال ديگر به توليد هارد ديسكهاي با تكنولوژي
IDE ادامه دهند. هارد ديسكهاي IDE از كابلهاي
ريبون پهني استفاده مي كنند كه در داخل كامپيوتر
بسيار به چشم مي آيند و مرتب كردن اين كابلها در
داخل كامپيوتر خود هنري است. تكنولوژي هارد ديسك
هاي ساتا ( SATA ) بر اساس پردازش اطلاعات متوالي
( سريال ) است. يعني انتقال اطلاعات از هارد ديسك
به باس ديتا و در جهت عكس به طور منظم و در دورهاي
زماني مشخص انجام مي گيرد.
هارد ديسكهاي ساتا از كابلهاي ريبون با پهناي كمتر
استفاده مي كنند كه براي كساني كه آنرا اسمبل مي
كنند باعث بسي خوشبختي است. اين كابلهاي نازك
داراي كانكتورهاي بست داري هستند كه كار كردن با
آنها را ساده تر مي كند.
هارد ديسكهاي ساتا اطلاعات را با سرعت متوسط 150Mb
بر ثانيه انتقال مي دهند. اما مقاله هاي زيادي روي
اينترنت در مورد هارد ديسكهاي با سرعت 3Gb در
ثانيه خواهيد يافت.
اما بياييد اين دو را در عمل با يكديگر مقايسه
كنيم و ببينيم چرا صنعت در آينده تكنولوژي SATA را
بر خواهد گزيد.
تا كنون در مقايسه دو هارد ديسك به قيمت هم توجه
داشتيم اما حالا بدون در نظر گرفتن قيمت و
تكنولوژي مرسوم كارايي را بررسي مي كنيم.آزمايش از
اين قرار بود. يك كامپيوتر قديمي را به يك هارد
SATA مجهز كرديم. و بعد از آن دو كامپيوتر امروزي
( پنتيوم 4 ) با سرعت متعارف را با هارد ديسك
هايIDE براي مقايسه انتخاب كرديم. آزمايش ها و
نتايج به قرار زير بودند.
+
آزمايش 1
آين آزمايش يك انتقال فايل معمولي بود. براي اينكه
در هر سه كامپيوتر انتقال اطلاعات كاملاً مشابه
باشد در ويندوز XP شاخه :
c:\windows\system32
انتخاب شد در يك سيستم كه در آن ويندوز XP اجرا مي
شود اين شاخه در حدود 330 مگابايت حجم دارد. و
حدود 2000 فايل در آن وجود دارد. يك فولدر جدير در
درايو C (پارتيشن C ) از هارد ديسك ايجاد شد سپس
در DOS فرمان
copy>c:>windows> system32>*.*
اجرا شد كه همانطور كه مي دانيد اين دستور همه
فايلهاي داخل شاخه system32 را در فولدر جديد كپي
مي كند و نتايج جالب بدست آمده آز اين قرار بود:
كامپيوتر و نوع هارد ديسك زمان انتقال اطلاعات
سيستم جديد اول همراه با IDE 127 ثانيه
سيستم جديد دوم همراه با IDE 151 ثانيه
سيستم قديمي همراه با SATA 44 ثانيه
+
آزمايش 2
دومين آزمايش زمان بوت شدن است كه زمانهايي كه
مربوط به سخت افزار است حذف شده است. يعني از لحظه
اي كه تصوير آغازين ويندوز به نمايش در مي آيد تا
لحظه اي كه دسك تاپ كامپيوتر به حالت عادي در مي
آيد زمان اندازه گرفته شد نتايج به قرار زير است
كامپيوتر و نوع هارد ديسك زمان بوت
سيستم جديد اول همراه با IDE 28 ثانيه
سيستم جديد دوم همراه با IDE 28 ثانيه
سيستم قديمي همراه با SATA 17 ثانيه
توجه: در اين تستها به كارخانه سازنده ديسكها
اشاره نشده است مطمئناً با در نظر گرفتن اين
فاكتور تغيير خواهد كرد ولي هر دو مدل IDE و SATA
از هارد ديسك ساخت يك كارخانه استفاده شده است.
◄
تعمير و نگهداري از هارد ديسک
+
مشکلات ديسک
اشکالاتي که در تجهيزات پيش مي ايد مکانيکي يا
الکترونيکي است . بيشتر ما اشکال ديسک را به عنوان
صدمه اي تصور مي کنيم که از برخورد هد هاي خواندن
و نوشتن با سطح ديسک پديد مي ايد در واقع صدمات هد
در يک درصد موارد باعث فرستادن ديسک به تعميرگاه
مي شود. تشويش واقعي بايد براي زماني باشد که کپي
پشتيبان از اطلاعات تهيه نشده باشد .
MTBF : MTBF ديسک گردان مخفف ( Mean Time Between
Failure ) تعداد ساعت هايي را نشان مي دهد که ديسک
گردان بدون مواجه شدن با اولين اشکال به کار خود
ادامه مي دهد . اين مقدار آماري فقط به ديسک گردان
و بخش هاي الکترونيکي ان مربوط مي شود. بسياري از
مردم به MTBF به عنوان نوعي شمارش معکوس براي اسيب
ديدگي مي نگرند . اين درک واقعا درست نيست . در هر
موقعيتي ، با ضعيف شدن حوزه مغناطيسي يا انتقال
جريان ناگهاني در سيستم ممکن است داده هايي از بين
بروند. بدون تعمير فيزيکي ديسک گردان ميتوان اين
اشکالات را مثلا با فرمت مجدد آن برطرف نمود
.امروزه سازندگان روي MBTF هاي 50000 ساعت به بالا
( شش سال کار مداوم ) تبليغ مي کنند. اما اين ساعت
يعني چه ؟ برخي سازندگان مي گويند اين عدد معرف «
استفاده معمول » است که در طول ان ديسک گردان به
تعداد دفعات زيادي روشن و خاموش نشود .
*ممکن است تصور کنيد با خاموش کردن کامپيوتر در
مدت زماني که چند ساعت مورد استفاده قرار نمي گيرد
، مي توانيد عمر ديسک گردان خود را افزايش دهيد.
اما سازندگان ديسک گردان همگي بر اين عقيده اند که
اگر ديسک گردان ها هرگز خاموش نشوند بيشتر دوام
آورده و کار مي کنند . تغييرات دمايي ( چرخش
حرارتي ) که درطول روشن و خاموش کردن بوجود مي ايد
، اصطحکاک و فشار زيادي بر سيستم تحميل مي کند.
اما با وجود اين حرف M در MTBF مخفف "Mean " و به
معناي حد متوسط بوده و هر ديسک گرداني ممکن است در
اولين روز کاري خود تسليم روحي خبيث شود.
+
اشکالات مکانيکي
اشکالات مکانيکي عموما روي موتوري که صفحات يا
محرک جلو عقب هد هاي خواندن و نوشتن را به حرکت مي
آورد متمرکز م شود. محرک هد بسيار پيچيده تر بوده
، اما تا کنون اشکالات زيادي در موتور هاي ديسک
گردان نيز ديده شده است.گاهي اوقات موتور مي سوزد
، يا ميله محوري صفحات فرسوده مي شود.
+
اشکالات الکترونيکي
اين اشکالات در مدار ديسک گردان يا برد کنترل
کننده پيش مي ايند .اجزائ ساده ممکن است بسوزند و
اجزا پيچيده ممکن است به دليل نقايص طراحي يا
اشکال مواجه شوند . اشکالات الکترونيکي فقط زماني
باعث وارد امدن صدمه به داده ها ميشوند که ديسک
گردان در حال نوشتن داده ها باشد اين اسيب ديدگي
احتمالا منطقه اي بوده اما تا کشف يکي از اين
موارد ممکن است زماني طولاني سپري شود و تا ان
زمان اجزا داراي اشکال ممکن است به کار ناقص خود
ادامه دهند . بدترين نتيجه وقتي حاصل مي گردد که
يک دايرکتوري يا جدول تخصيص فايل ، قرباني عمليات
معيوب نوشتن باشد .اين خطاي بي سروصدا مي تواند
تواند تمام داده هاي شما را از بين ببرد.
●
ضعف مغناطيسي : علامات مغناطيسي روي سطح ديسک کم
کم ضعيف مي شوند فايل ها هر چند وقت دوباره نوشته
مي شود تا سالم باقي بماند اما علامت هايي که قطاع
ها را تعريف م کند فقط به هنگام فرمت سطح پايين
ديسک نوشته م شود به همين ترتيب رکورد هاي بوت و
برخي از اطلاعات دايرکتوري فقط يک بار نوشته مي
شود پس از چند سال کنترل کننده ديسک ممکن است قادر
به خواندن بعضي از اين علامت ها نباشد . يا اينکه
خطاهاي سبک به سطح غير قابل پذيرفتني افزايش پيدا
کند .
●
تحليل رسانه : پوشش مغناطيسي صفحات ديسک خيلي
آهسته تحليل ميرود به خاطر بياوريد حتي وقتي ديسکي
نو است نقاطي روي صفحات آن داراي قدرت حفظ
مغناطيسي به نسبت ضعيفي بوده و به ندرت مي تواند
به عنوان حوزه هاي مغناطيسي عمل کنند با مستهلک
شدن رسانه اين نقاط نيز بي اثر شده و خطاهاي سبک
افزايش يافته و قطاع هاي خراب جديدي شکل مي گيرند
.
●
موج الکتريکي : يک جريان ولتاژ قوي ممکن است از
محافظ موج و مدار و محافظ توکار کامپيوتر بگذرد
.اين امکان وجود دارد اما احتمال اينکه اين موج به
هد خواندن و نوشتن نفوذ پيدا کند بسيار کم است با
وجود اين مي تواند به بخش هاي الکترونيکي آسيب
وارد ساخته و باعث توقف کار ديسک گردان شود .
●
صدمات هد : هد با سطح ديسک تماس پيدا مي کند در
بهترين حالت فقط محدوده کوچکي متاثر شده و با فرمت
مجدد ديسک و کنار گذاشته شدن ناحيه آسيب ديده ديسک
ممکن است قابل استفاده گردد .در بدترين حالت هد
خواندن و نوشتن با سکتور صفر که سيستم عامل جدول
بخش بندي دايرکتوري ريشه و جداول تخصيص فايل ها را
در آن نگه مي دارد برخورد مي کند در اين حالت
رسانه ممکن است تا حدي آسيب ببيند که ديسک پس از
فرمت مجدد نتواند از ناحيه خاصي از سيستم عامل
پشتيباني کند حتي وقتي آسيب ديدگي جزيي هم باشد
ذراتي از رسانه ممکن است از سطح صفحه جدا شده و در
محفظه ديسک گردان معلق شده و آماده ايجاد صدمه
ديگري گردد .
●
خطاي کاربر : يک کاربر بي تجربه علاوه بر پاک کردن
اتفاقي فايل ها يا فرمت تصادفي ديسک مي تواند با
بوت کردن کامپيوتر حين عمليات ديسکي به داده ها
آسيب برساند تا فايلي کاملا روي ديسک نوشته نشود
ورودي دايرکتوري آن نو سازي نمي شود .
+
چرا هد به ديسکت ها صدمه نمي زند ؟
ممکن است تعجب کرده باشيد که چرا هد به ديسکت ها
صدمه نمي زند. در واقع چون به هنگام چرخ ديسک ها
هميشه هد هاي خواندن و نوشتن روي سطح انها قرار
دارند به نظر مي رسد که دائما با در معرض خطر آسيب
ديدگي هستند . اما صدمه مستلزم وارد امدن فشار
زياد به يک نقطه کوچک از سطح ديسک مي باشد و ديسک
گردان فلاپي نيز بدين شکل طراحي نشده است . ديسک
به ارامي مي چرخد ، هدها بزرگند و خود ديسک نيز
انعطاف پذير مي باشد . وقتي فشاري به ديسک گردان
فلاپي وارد ميايد انرژي خود ديسک تشديد نشده و روي
سطح وسيع تري پخش مي مي گردد . نتيجه ، فرسودگي
خفيفي خواهد بود . اما گرچه صدمه انچناني به ديسک
وارد نمي ايد اما در اثر ساييدگي مداوم با هد ها و
پاکت نگهداري ان کم کم فرسوده مي شود. به همين
دليل است که سيستم عامل دائما ديسکت ها را نمي
چرخاند.
◄
احياي ديسک
+
احياي فايل پاک شده
از انجا فايل پاک شده دست نخورده باقي مي ماند
احياي ان بايد ساده باشد ، و اغلب هم همين طور هم
است . اما گاهي اوقات هم مشکلاتي پيش مي ايد ، از
دست دادن اطلاعات فايل در fat تا حدي مصيبت بار
است . گذشته از اين ها هزاران کلاستر در ديسک وجود
دارد که فقط fat پيوند انها را نشان مي دهد
.کلاستر آغازين فايل در ورودي دايرکتوري ان ثبت
شده ، بنابراين هميشه مي توانيم از موقعيت ان مطلع
شويم . اما کلاستر هاي بعدي ان ممکن است در هر
جايي از ديسک قرار گرفته باشند . براي احياي يک
فايل ، نه تنها بايد کلاستر هاي آن را بيابيم ،
بلکه بايد انها را با نظم صحيح اوليه مرتب کنيم.
+
روش عکس فوري ( Disk Snap Shot )
براي احياي ديسک سختي که به طور اتفاقي فرمت شده
دو روش وجود دارد روش اول مستلزم نگه داشتن يک
يوتيليتي ويژه روي ديسک است که از دايرکتوري ريشه
جدول تخصيص فايل و اطلاعات ديگر سيستم عامل يک عکس
فوري مي گيرد اين يوتيليتي را در هر زماني مي توان
اجرا کرد اما معمولا از طريق فايل Autoexec.Bat
فراخوانده مي شود تاا عکس فوري حداقل روزي يک بار
که کامپيوتر بوت مي شود به طور اتوماتيک گرفته
شود. اين روش اطلاعات را در فايلي ذخيره ساخته و
يک رشته کاراکترهاي منحصر به فردي مانند يک امضا
را به ابتداي فايل مي افزايد اين فايل نيز مانند
هر فايل ديگري در ليست دايرکتوري گنجانده مي شود
تا يافتن و نوسازي آن به سرعت صورت گيرد علاوه بر
اين يوتيليتي که اين فايل را ايجاد و نوسازي مي
کند مي خواهد که تمام کلاستر هاي اشغالي اين فايل
مجاور باشند .
اگر ديسک به طور اتفاقي فرمت شود اين برنامه را
بايد از طريق ديسکت به اجرا در آورد ورودي
دايرکتوري که نقطه شروع فايل داده اي را مشخص مي
کند از بين رفته است بنابراين يوتيليتي بايد ديسک
را مورد پويش قرار دهد تا امضاي منحصر به فرد
ابتداي فايل را بيابد. چون کلاستر هاي اين فايل
مجاور هم هستند اين يوتيليتي به تمام داده هاي ان
دستيابي داشته و به جايگزين کردن دايرکتوري ريشه ،
fat و ساختار هاي ديگر مي پردازد. در اصل ديسک
فرمت شده احيا مي شود اما هنوز هم ممکن است
مشکلاتي وجود داشته باشد . احتمالا بين زمان تهيه
عکس فوري و زمان فرمت شدن ديسک تغييراتي در ديسک
روي داده است . بخش هايي از فايل ها ممکن است از
دست رفته باشد . ساب دايرکتوري ها و تمام فايل هاي
انها بدون ردپايي ناپديد مي شوند. با وجود اين در
مقايسه با تمام مواد ديگر اين مشکلات کوچک بوده و
ممکن است بتوان بعدا توسط يوتيليتي احياي فايل هاي
پاک شده ترميم نمود. اگر نوسازي فايل image بيش از
يک بار در هر روز انجام شود خطر ناقص شدن فايل هاي
پاک شده يا ساب دايرکتوري ها کم مي شود.
+
عملکرد عکس فوري
وقتي فايل image براي نگهداري کپي هايي از
دايرکتوري ريشه و جدول تخصيص فايل ايجاد نشده باشد
برنامه احياي ديسک فرمت شده بايد به تنهايي دست به
کار شود. در واقع اين برنامه نقش يک يوتيليتي عظيم
الجثه احياي فايل هاي پاک شده را بازي کند و
دليرانه وارد ميدان شود اما نمي توان از ان انتظار
احياي کامل داده ها را داشت . اين يوتيليتي کارش
را با جستجوي قطاع هاي حاوي ورودي هاي تک نقطه ( .
) و دو نقطه ( .. ) براي يافتن ساب دايرکتوري هاي
قبلي شروع مي کند. اگر ساب دايرکتوري پيوسته باشند
برنامه ميتواند راه خودش را تا انتهاي ان يافته و
سپس در ان به دنبال کلاسترهاي اغازين ساب
دايرکتوري هاي ديگر بگردد . اگر بخت ياري کند
ساختار درختي دايرکتوري کاملا سر از خاک بر مي
اورد . با وجود اين مشکل ديگر اين است که نام ساب
دايرکتوري هاي دايرکتوري ريشه با پاک شدن
دايرکتوري ريشه کاملا از بين رفته است. براي حل
اين مشکل يوتيليتي احيا نام هاي را از خودش براي
اين دايرکتوري ها تعيين ميکند که بعدا مي توانيد
انها را تغيير دهيد.
پس از بازسازي ساختار درختي دايرکتوري ، يوتيليتي
احياي ديسک فرمت شده کلاستر اغازين فايل هاي اين
ساب دايرکتوريها را يافته و روند احيا ي فايلهاي
پاک شده را براي هر يک از انها پيش مي گيرد.
طول فايلها از ليست دايرکتوري مشخص شده بنابراين
يوتيليتي مي تواند تعداد قطاع هاي مورد نياز انها
را تعيين نمايد. با وجود اين فايلهاي واقع در
دايرکتوري ريشه احيا نميشوند زيرا نام و اشاره گر
کلاستر هاي آغازين انها در طول عمليات فرمت ناپديد
شده اند . معمولا اين موضوع هيچ مشکلي را ايجاد
نمي کند. زيرا فايل هاي داده اي نبايد در
دايرکتوري ريشه قرار داه شوند. فايل هايconfig.sys
و autoexec.bat را به سادگي ميتوان به وسيله
يوتيليتي احياي فايلهاي پاک شده بازيابي نمود.
اگر اخيرا عمليات پيوسته سازي ( Disk Defrag ) روي
ديسک انجام شده باشد. همه چيز را ميتوان احيا نمود
و بر عکس تکه تکه بودن فايل ها احياي موثر فايل ها
را براي يوتيليتي غير ممکن مي سازد . بدون جدول
تخصيص فايل که به برنامه بگويد کدام قطاع ها
اشتراکا فايلها را تشکيل مي دهند ، هزاران قطاع
وجود دارد که ممکن است هر يک بخشي از فايل خاصي
باشند. اين مسئله مي تواند وحشتناک ترين کابوسي
باشد که کامپيوتر به خود ديده است. به جاي تحمل و
دست و پنجه نرم کردن با اين همه مشکلات ارزش اين
را دارد که زحمت نصب يوتيليتي را بکشيد که اطلاعات
مهم مربوط به ديسک در فايلي ثبت مي کند .
◄
نگهداري و محافظت از ديسک سخت
+
محافظت جريان برق
اختلالات جريان برق به هنگام نوشتن ديسک در ناحيه
سيستمي سيستم عامل در سکتور صفر ، بزرگترين صدمات
خود را به دستگاه وارد مي سازد . سيستم عامل نمي
تواند با دايرکتوري ريشه اسيب ديده کار کند و اين
بدان معناست که تمام داده ها از دست مي روند . موج
هايي از ولتاژ که از طريق مدار محافظت ديسک گردان
مي گذرند ممکن است باعث فروپاشي مغناطيس روي سطح
ديسک شده و به علامت هاي فرمت و داده ها صدمه
برسانند .
+
سطوح محافظت از اختلالات جريان برق
●
استفاده از محافظ هاي نوسان برق
●
استفاده از منبع تغذيه اماده به خدمت( Stanby
Power Supply ) SPS
●
استفاده از منبع تغذيه بدون وقفه (Uninterrupted
Power Supply ) UPS
در پائين ترين سطح از محافظت مي توانيد فيلتر
جريان برقي به کامپيوتر اضافه کنيد که ناپايداري
هاي ولتاژ و سرعت بالا را ميگيرد. برخلاف انچه که
خيلي ها به شما خواهند گفت همه انها مشابه و يکسان
نيستند. محافظ هاي نوسان برق دو وظيفه دارند : جذب
موج يا جرقه و پراکندن ان. بهترين طراحي ها در
ابزار هايي به نام وريستور هاي اکسيد فلزي (metal
– oxide varistors ) و ديود هاي ريزشي ( avalanche
diodes ) براي پاسخگويي به اين امواج در عرض چند
ميليارديم ثانيه و لامپ هاي تخليه گازي ( gas
discharge tube ) براي پراکندن برق اضافي گرد اوري
شده اند .
استفاده از منبع تغذيه اماده به خدمت ( sps ) يا
منبع تغذيه بدون وقفه ( ups ) ديگر سطوح محافظت
است .اين دستگاه ها علاوه بر تنظيم ولتاژ از باطري
هاي پشتيباني استفاده مي کنند که به هنگام قطع
جريان برق بلافاصله وارد مدار مي شوند . دستگاه
هاي sps سريعا جريان برق باطري را وصل مي کنند (
با تاخيري کمتر از 15 ميلي ثانيه ) در حاليکه
دستگاه هاي ups گران قيمت هميشه جريان برق را از
باطري ها ارائه مي دهند که دائما شارژ مي شوند .
جريان برق پشتيبان بسته به نياز سيستم شما از پنج
دقيقه تا چند ساعت برق سيستم را تامين مي کند. پنج
دقيقه ممکن است زمان کوتاهي به نظر بيايد ولي براي
ذخيره کارتان و خاموش کردن کامپيوتر خيلي زياد هم
است.
◄
تعمير ديسک
اين کار دو نوع تعمير نرم افزاري و سخت افزاري را
شامل مي شود
+
تعمير نرم افزاري :
شامل فرمت سطح پائين و سطح بالا است . فرمت سطح پائين توسط يک برنامه يوتيليتي صورت مي گيرد که قطاع هايي را هر شيار به انها تقسيم مي شود ، تعريف کرده و بر چسپ مي زند . سپس رسانه هر قطاع را آزمايش مي کند تا ببيند ايا مي تواند به خوبي داده ها را نگهدارد ( بسياري از ديسک گردان هاي IDE نيازي به فرمت سطح پائين ندارند و در داخل کارخانه سازنده اين عمل روي ان صورت مي گيرد.) برنامه فرمت سطح پائين به دنبال قطاع هاي خراب گشته و در جدول تخصص فايل ( fat ) جاي ان را از درجه اعتبار ساقط مي کند .اين برنامه يک کد ويژه اي باقي مي گذارد که براي کنترل خطا هاي تک تک شيار ها مورد مي گيرد . وقتي مشخص کرده باشيد که شيار خاصي خراب است ا. اين برنامه عمدا شماره غير معتبري در اين مکان مي نويسد . بعدا برنامه فرمت سطح بالا به اين شماره برخورد و مي فهمد که شيار قابل استفاده نيست . بدين ترتيب تمام قطاع هاي غير قابل استفاده علامت گذاري مي شود . در ديسک گردان هاي جديد نيازي به مشخص کردن شيار خراب از سوي کاربر نمي باشد و تنها کاري که کاربر انجام مي دهد تائيد صحت اطلاعاتي است که خوانده مي شود .
+
تعمير سخت افزاري :
گذشته از تمام صحبت ها در مورد هدهاي معلق و
قطاع هاي اسيب ديده از شنيدن اينکه بيشتر اشکالات
ديسک هاي سخت، الکترونيکي است ممکن است متعجب شويد
! اين بدان معناست که تعمير ديسک گردان بدون باز
کردن ان امکان پذير است .اگر بخش هاي مکانيکي ديسک
سخت خراب شوند ، تعمير آن مشکلتر خواهد بود. براي
اين منظور تعمير گاه بايد مجهز به اطاق بسيار
تميزي باشد . قبل از اينکه ديسک گردان به اين اطاق
برده شود بايد دقيقا تميز شده و کارمندان نيز بايد
ماسک و کلاه استفاده کنند. براي انها حفظ داده ها
بدين معناست که ديسک را فرمت نکنند ، که در اين
صورت نيز قادر نخواهند بود ديسک را مورد ازمايش
درستي قرار دهند . اگر علامات اطلاعاتي صفحات ديسک
گردان هاي حلقه صوتي آسيب ببينند ، ترميم ان فقط
از عهده سازنده ديسک گردان بر مي ايد.
◄
منابع و ماخذ:
كتاب راهنماي جامع سخت افزار و كاربردي -تاليف
تورج صارمي راد
